Saturday, August 06, 2011

28 راه بی نظیر برای تحت‌ تاثیر قرار دادن اطرافیان


خيلي بيشتر از آنچه که همه ما به آن اعتراف کنيم، رفتارهايمان براساس ميل درونيمان به تحت‌تاثير قرار دادن ديگران شکل مي‌گيرد. اين ميل در محصولات مارک‌ داري که استفاده مي‌کنيم، کافه ‌ها و رستوران ‌هايي که مي‌رويم، خانه‌ ها و ماشين ‌هايي که مي‌خريم و شغلي که انتخاب مي‌کنيم، منعکس مي‌شود.

اما آيا محصولات مارک‌ دار، کافه‌هاي تجملي، خانه‌ ها و ماشين‌ها اينقدر گيرا هستند؟ فردي عاليرتبه در شغلي که علاقه‌اي به آن ندارد، چطور بعضي از اين چيزها توجه ما را يک تا دو دقيقه به خود جلب مي‌کند اما زياد طول نمي‌کشد.

چرا؟ چون دارايي ‌هاي ملموس به اندازه کيفيات غيرملموس گيرا نيستند.

سوالات زير را در نظر بگيريد:

    او سوار يک پورشه آخرين مدل است، اما آيا واقعاً از عهده خريد اين ماشين برمي ‌آمده؟
    او يک خانه خيلي بزرگ دارد، اما آيا خانواده و زندگي دوست‌ داشتني دارد؟
    او پول زيادي درمي‌آورد، اما آيا واقعاً از کاري که براي گذران زندگي انجام مي‌دهد لذت مي‌برد؟

متوجه منظورم شده‌ايد. وقتي پاسخي که به اين سوالات مي‌دهيد، "خير" باشد، موضوعي که ابتدا به نظرتان بسيار گيرا مي‌آمده، ديگر اينطور نخواهد بود.

حالا لحظه‌اي وقت بگذاريد و فردي را تجسم کنيد که عاشق کارش است، معمولاً لبخند بر لب دارد و از هر نفسي که مي‌کشد لذت مي‌برد. آيا اين فرد توجهتان را جلب مي‌کند؟ آيا مهم است که اين آدم يک ميليونر نيست؟



در زير به 28 راه عالي براي تحت ‌تاثير قرار دادن اطرافيانتان اشاره مي‌کنيم. اگر اين نکات را به طور مرتب رعايت کنيد، نه تنها ديگران را تحت تاثير قرار مي‌دهيد، بلکه به شما کمک مي‌کند انسان بهتري هم باشيد.



1. اُرجينال باشيد. با خودتان صادق باشيد. جودي گارلند گفته است، "هميشه بهترين ورژن خودتان باشيد به جاي اينکه ورژن دوم يک نفر ديگر باشيد." با اين جمله زندگي کنيد. اصلاً نمي‌توانيدخودتان را جاي ديگري بگذاريد. جاي تنها کسي که مي‌توانيد باشيد، خودتان هستيد. اگر خودتان نباشيد، يعني واقعاً زندگي نمي‌کنيد—فقط وجود داريد. و از خودتان بپرسيد: اگر آنچه که هستيد را دوست نداريد، چرا بقيه بايد دوستتان داشته باشند؟



2. به فکر ديگران باشيد. اگر به فکر ديگران نباشيد، آنها هم به فکر شما نخواهند بود. هرچقدر بيشتر به بقيه کمک کنيد، آنها بيشتر براي کمک به شما راغب خواهند بود. عشق و محبت، عشق و محبت مي‌آورد.



3. کاري کنيد بقيه احساس خوبي پيدا کنند. آدم‌ها به‌ندرت يادشان مي‌ماند که چه کرده‌ايد، اما هميشه يادشان مي‌ماند که چه حسي در آنها ايجاد کرده‌ايد.



4. صادق باشيد و مسئوليت کارهايتان را بپذيريد. هيچکس يک دروغگو را دوست ندارد. در دراز مدت هميشه حقايق روشن مي‌شود و ماه هيچوقت پشت ابر نمي‌ماند. چه مسئوليت کارهايتان را گردن بگيريد يا نگيريد، بالاخره اعمالتان روزي به گردنتان مي‌افتند.



5. مدام لبخند بزنيد. همه آدم‌ها ديدن يک لبخند طبيعي را دوست دارند. وقتي يک غريبه مستقيم به صورتتان نگاه مي‌کند و لبخند مي‌زند چه حسي پيدا مي‌کنيد؟ يکدفعه ديگر غريبه به نظر نمي‌رسد، درست است؟



6. به بزرگترها احترام بگذاريد. به کوچکترها احترام بگذاريد. به همه احترام بگذاريد. اينطور نيست که يک گروه خاص از يک طبقه خاص اجتماعي فقط شايسته احترام باشند. با همه با همان درجه احترامي برخورد کنيد که به پدر و مادر بزرگتان مي‌گذاريد و همان ميزان صبري را پيشه کنيد که براي فرزندتان داريد. مردم مهرباني شما را درک خواهند کرد.



7. افراد را با اسم صدا کنيد. آدم‌ها شنيدن اسمشان از زبان ديگران را دوست دارند. پس سعي کنيد اسامي را به خاطر بسپاريد.



8. بگوييد "لطفاً" و "متشکرم." اين دو کلمه ساده باعث مي‌شود خواست‌هاي شما حالت خواهش پيدا کند و به مکالمات جدي حالت دوستانه مي‌بخشد.



9. در کارتان بهترين باشيد. هميشه مبهوت موسيقيدانان، نويسنده‌ها، نقاشان، سخنگويان، مديران، سرمايه‌گذاران، مهندسان، مادرها، پدرها، ورزشکاران و... عالي مي‌شويد. همه اين افراد فقط يک وجه اشتراک دارند: در کاري که مي‌کنند بهترين هستند. اگر قرار است کاري را به بهترينش شکل انجام ندهيد، بهتر است اصلاً انجامش ندهيد. در کار و سرگرمي‌هايتان بهترين باشيد. براي خودتان اعتباري بسازيد، اعتباري براي بهترين بودن.



10. اگر توانستيد به ديگران کمک کنيد. از هر دست که بدهيد از همان دست پس مي‌گيريد. وقتي در زندگي شخصي تاثير مثبت ايجاد مي‌کنيد، اين تاثير مثبت به زندگي خودتان هم مي‌رسد. کاري بکنيد که فراتر از شماست—کاري که از درد کسي کم مي‌کند و شادترش مي‌کند. همه آدم‌ها شايسته کمک هستند.



11. در هر کاري که مي‌کنيد اثري از شخصيتتان ايجاد کنيد. مثل برند زدن روي کارتان مي‌ماند، برندي مخصوص خودتان. اگر بانمک و شوخ هستيد، به کارتان طنز اضافه کنيد. اگر هنرمند هستيد، کارتان را با تصوير تزئين کنيد. هر کاري که مي‌کنيد کمي از شخصبتتان را به آن اضافه کنيد.



12. به قول‌هايتان وفا کنيد. بعضي از آدم‌ها عادت دارند قول کاري را بدهند که احتمال کمي دارد بتوانند انجامش دهند. قول ايدآل را مي‌دهند اما متوسط تحويل مي‌دهند. اگر مي‌خواهيد ارزش خودتان را در چشم ديگران بالا ببريد، بايد خلاف اين عمل کنيد. سعي کنيد ابتدا توانايي‌هايتان را کمتر نشان دهيد و بعد فراتر از آن تحويل بدهيد. اين باعث مي‌شود ديگران تصور کنند که هميشه فراتر از مسئوليت و وظيفه‌تان کار انجام مي‌دهيد.



13. سازماندهي داشته باشيد. اگر سازماندهي نداشته باشيد چطور مي‌توانيد کاري را انجام دهيد؟ مطمئناً نمي‌توانيد. سعي کنيد فضاي زندگي و کارتان را مرتب کرده و سازماندهي کنيد.



14. تحقيق کنيد و سوال بپرسيد. اينطور نباشيد که بااينکه هيچ از موضوعي اطلاع نداريد فقط سرتان را به نشانه دانستن تکان مي‌دهيد. با تحقيق کردن از قبل خودتان را آماده کنيد. و اگر بااينحال باز متوجه چيزي نشديد، سوال کنيد. افراد مقابلتان اشتياق شما به دانستن را ستايش خواهند کرد.



15. دانش و اطلاعاتتان را با ديگران تقسيم کنيد. بايد منبع اطلاعاتي براي اطرافيانتان باشيد. اگر به اطلاعات لازم دسترسي داريد، آن را فقط براي خودتان نگه نداريد. با ديگران تقسيمش کنيد.



16. مثبت‌انديش باشيد و روي آنچه درست است تمرکز کنيد. هر چيزي که در زندکي اتفاق مي‌افتدف نه خوب است نه بد. فقط به ديدگاه شما بستگي دارد. و مهم نيست که چه پيش مي‌آيد، هميشه آنطور که بايد تمام مي‌شود. يا موفق مي‌شويد يا درس مي‌گيريد. پس مثبت انديش باشيد، قدردان نتايج خوشايند باشيد و از بقيه آنها درس بگيريد.



17. به حرف‌هاي ديگران بااشتياق گوش دهيد. چشم‌هايتان متمرکز، گوش‌هايتان تيز و تلفن همراهتان خاموش باشد. در دنيايي که نمي‌توانند آنطور که بايد سريع پيش برود، آنهايي که براي شنيدن حرف‌هاي ديگران وقت مي‌گذارند، هميشه موفق هستند.



18. به شريک زندگيتان وفادار باشيد. وفادار ماندن به رابطه نه‌ تنها توجه و تحسين همگان را جلب مي‌کند، بلکه پايه‌اي سالم براي بقيه امور زندگيتان ايجاد مي‌کند.



19. طبيعت را دوست داشته باشيد و از آن سپاسگذار باشيد. آنهايي که واقعاً طبيعت را دوست دارند، براي انسان‌ها هم همان ميزان احترام را قائل خواهند بود. اين يک راه مثبت براي زندگي کردن است و توجه مردم را هم جلب مي‌کند.



20. هر روز براي خودتان وقت، انرژي و پول خرج کنيد. وقتي براي خودتان خرج کنيد، هيچوقت بازنده نخواهيد بود و به مرور زمان خط سير زندگيتان را تغيير خواهيد داد. شما محصول چيزي هستيد که مي‌دانيد. هر زمان، انرژي و پول بيشتري براي به دست آوردن دانش هزينه کنيد، تسلط بيشتري به زندگيتان پيدا مي‌کنيد و براي اطرافيانتان ارزش بيشتري خواهيد داشت.



21. هرازگاهي بي‌دليل مهرباني کنيد. پول قهوه يک غريبه را در کافه بپردازيد. براي منشي شرکتتان گل بخريد تا بگوييد "متشکرم." به زن سالخورده براي خريد کردن کمک کنيد. هيچ چيز لذت‌بخش‌تر از نشاندن لبخند بر لب انسان‌ها نيست.



22. آنهايي که شايستگي دارند را تحسين کنيد. براي تحسين کسانيکه براي درخشيدن در کاري بيش از حد تلاش کرده‌اند، کوشش کنيد. همه آدم‌ها دوست دارند بشنوند کسي هست که تلاش‌هايشان را تحسين مي‌کند.



23. واضح صحبت کنيد و ارتباط چشمي برقرار کنيد. بيشتر آدم‌ها صبر گوش دادن به حرف‌هاي کسي که هيچ از حرفهايش نمي‌فهمند را ندارند. رمز و راز در حرف زدن هيچوقت ارتباطات قوي نمي‌سازد. ارتباط چشمي نيز يکي از گيراترين شکل‌هاي ارتباط فردي است. ارتباط چشمي اگر درست انجام شود صميميت را وارد رابطه‌هايتان خواهد کرد.



24. هميشه در دسترس باشيد. اگر آدم‌ها نتوانند به شما دسترسي داشته باشند، فراموشتان مي‌کنند. در دسترس بودن شما براي ديگران خيلي مهم است. هميشه در ارتباط با اطرافيانتان رفتاري مثبت و صبور داشته باشيد.



25. بي‌نياز از غير باشيد. آزادي والاترين نعمت است و بي‌نيازي بالاترين آزادي است. از اين گذشته بسيار گيرا هم هست.



26. از منابعي که در دسترس داريد، استفاده کنيد. آدم‌هاي متوسط وقتي مي‌بينند که يک فرد معلول شاد است، بسيار متعجب و حيرت‌زده مي‌شوند. چطور کسي با چنين محدوديت جسمي مي‌تواند شاد باشد؟ پاسخ در استفاده آنها از منابعي که در اختيار دارند نهفته است.



27. بخشي از چيزي باشيد که به آن اعتقاد داريد. اين مي‌تواند هر چيزي باشد. يکي آن را در کمک به شهروندان مي‌بيند، يکي در ايمان و اعتقادات مذهبي، يکي در شرکت در گروه‌هاي پشتيباني براي چيزهايي که به آن اعتقاد دارند و بعضي عشق و علاقه‌شان را در کارشان مي‌ريزند. در هر صورت، نتيجه روانشناختي يکسان است. آنها خود را درگير چيزي کرده‌اند که شديداً به آن اعتقاد دارند. اين درگير شدن به زندگيشان مفهوم مي‌دهد.



28. بدون به رخ کشيدن، براي اعتقاداتتان پايداري کنيد. بله، مي‌توانيد بدون اينکه سعي کنيد اعتقاداتتان را به کسي تحميل کنيد، از آن دفاع کنيد. درمورد عقايد شخصيتان با کسي که درمورد آن سوال مي‌کند حرف بزنيد اما سعي نکنيد حرفتان را تحميل کنيد. براي ارزش‌هايتان ايستادگي کنيد و هميشه گوش بزنگ اطلاعات جديد باشيد.



جالب‌ترين نکته درمورد اين ليست اين است که تقريباً همه چيزهايي که براي تحت‌تاثير قرار دادن ديگران به آن نياز داريد، در خودتان نهفته است. پس سعي کنيد دست از تحت‌تاثير قرار دادن ديگران با دارايي‌هايتان برداريد و آنها را مجذوب شخصيت و طريقه زندگي کردنتان کنيد

Wednesday, August 03, 2011

اطلاعاتی درباره‌ وعده های غذایی

ٍاطلاعاتی درباره‌ وعده های غذایی

داستان یک سیب، رازهای محبوبیت اپل

چه کسی این سیب را گاز زد که این‌قدر محبوب شد؟ آیا استیو جابز راه‌های غیر معمول برای جذب مشتری دارد؟ چرا اپل گران‌تر از دیگران است؟ دلیل طرفداران اپل برای رفتار متعصبانه‌ خود چیست؟ آیا محصولات اپل تجمل و زیاده‌خواهی است؟ چگونه اپل به بزرگ‌ترین، ارزشمندترین و محبوب‌ترین شرکت تولیدکننده گجت دنیا تبدیل شد؟
apple-story-postT.jpg در این مطلب وبلاگینا به بررسی موشکافانه و به دور از تعصب دلایل محبوبیت برند اپل خواهیم پرداخت. محصولات اپل را از نگاهی دیگر می‌بینیم و رابطه بین اپل و مشتری را زیر ذربین می‌گذاریم.
اگر پُست مقدمه کاربردپذیری را مطالعه نکرده‌اید پیشنهاد می‌کنم مطالعه کنید زیرا در این مقاله کلمه کاربردپذیری و تجربه کاربر را زیاد خواهید دید. اما از آن‌جا که درباره تجربه کاربر توضیح کافی داده نشده است، این‌جا اندکی به نقل از ویکی‌پدیا آن را معرفی می‌کنیم.
apple-story-UX1.jpg تجربهٔ کاربری (به انگلیسی: User Experience و به اختصار: UX) کیفیتی از تجربه است که کاربر در حین تعامل با یک سیستم یا محصول کسب می‌کند. به عبارت دیگر، تجربه کاربری همان خاطره‌ای است که با استفاده از یک محصول در ذهن کاربر نقش می‌بندد. هدف طراحی تعامل، این است که خاطره‌ای خوش در ذهن کاربر نقش ببندد تا او باز هم از محصول استفاده کند.
apple-story-UX2.jpg در‌ واقع طراحی تجربه‌کاربر به یک علم پیچیده تبدیل شده است و مخلوطی از روانشناسی، فلسفه، جامعه ‌شناسی و غیره می‌باشد. اما چرا این موضوع مهم است؟ در پست مقدمه کاربردپذیری خواندید که انسان فارغ از احساسات، عواطف و افکار خود نمی‌تواند تصمیم بگیرد، پس باید به آن‌ها توجه کرد، اما چگونه؟ چطور می‌توان احساس اعتماد و نوستالژی را در وی ایجاد نمود؟ پاسخ را می‌توان از کاربر گرفت؛ با فکر و توجه کردن به نحوه زندگی، خواسته‌ها و آرزوهایش.

شروع: داستان تولد و تحول اپل

اپل در سال 1976 در شهر کالیفرنیا آمریکا به وجود آمد. اسم اولیه آن اپل کامپیوتر بود، اما در سال 2007 به اپل تغییر پیدا کرد و در سبتامبر 2010 دارای 46،600 نفر کارمند تمام‌وقت و 2،800 کارمند پاره‌وقت بود و 65،23 میلیارد دلار فروش کرد. ما در این پست نمی‌خواهیم به بزرگی این شرکت بپردازیم، می‌خواهیم بدانیم که اپل به چه نکات ظریفی دقت کرد که دیگر شرکت‌ها از آن غافل بودند.
apple-story-appleLogo1.jpg همان‌طور که گفته شد، اپل نام خود را کوتاه کرد، یا به عبارت دیگر ساده‌تر کرد. اپل یا همان سیب! این کلمه چه مفاهیمی را در ذهن شما تداعی می‌کند؟ طراوت و تازگی، بوی سیب، محبوب بودن سیب، یک دست بودن، تقارن و نظم سیب و شکوه در عین سادگی. اما چرا این سیب گاز خورده است؟ این همان سیب ممنوعه‌ای است که آدم خورد و از بهشت رانده شد (البته این فقط یک فرضیه است).
apple-story-appleLogo2.jpg اپل کلمه کامپیوتر را از نام خود حذف کرد، زیرا با سیب تضاد داشت، کامپیوتر ذاتا پیچیده و پز راز است اما سیب این‌طور نیست. و این آغاز راه بود؛ شروع به ساده کردن همه چیز کرد؛ راحت کردن استفاده برای شما، بالا بردن فناوری، بدون پیچیده کردن نحوه استفاده. این هنر اپل است؛ ساخت بهترین تجربه کاربر! او شما را خوب می‌شناسد، می‌داند چه می‌خواهید و برای این کار سال‌ها زمان صرف کرده است.
apple-story-green-apple.jpg بگذارید از این پس با مثال پیش برویم تا موضوع روشن‌تر شود. قصد ما تبلیغ محصولات اپل نیست و نیازی به این کار هم نیست. ما می‌خواهیم سیر تکامل محصولات اپل را بررسی کنیم و این ممکن نیست مگر با دانستن تاریخچه محصولات.
apple-story-ipods.jpg همان‌طور که می‌دانید اپل بیش از 90 درصد بازار پخش‌کننده‌های قابل حمل را در دست دارد. حال بیایید به سیر تحول دستگاه‌های پخش‌کننده موسیقی قابل اپل با نام آی‌پاد بپردازیم. اولین آی‌پاد در سال 2001 عرضه شد. همان‌طور که در تصویر می‌بینید، بسیار ساده به نظر می‌رسد. دستگاهی که آی‌پاد کلاسیک نام دارد. این مدل از آی‌پاد‌ دارای حافظه بسیار زیادی است و در ابتدا فقط موسیقی پخش می‌کرد ولی در حال حاضر فیلم و تصویر هم نمایش می‌دهد.
apple-story-ipod-clasic.jpg بعد از گذشت 6 سال و عرضه 6 نسل از آی‌پاد کلاسیک، هنوز با یک نگاه می‌توانید تشخیص دهید که این یک آی‌پاد کلاسیک است و می‌گویید من می‌توانم راحت با آن کار کنم. اپل دارای اصلالت خاصی در طراحی محصولات است.

آی‌پاد مینی

از سال 2004 تا 2008 عرضه شد، همان مدل کوچک شده آی‌پاد کلاسیک بود. اپل تولید آن را متوقف کرد و شروع به تولید آی‌پاد نانو کرد.

آی‌پاد نانو

آخرین مدل آن کاملا متحول شده است. در نسل پنجم روی آن دوربین قرار داد که در نسل ششم آن را برداشت. رادیو و بسیاری از امکانات دیگر را داراست. (دلایل همه این تغییرات در همه محصولات موضوع بحث ماست)
apple-story-ipod-nano-2.jpg

آی‌پای شافل

پخش‌کننده‌ای که نمایشگر و دکمه کنترلی روی بدنه ندارد (البته در نسل قبلی این‌طور بود ولی در آخرین مدل آن دکمه‌های کنترلی اضافه شده) و برای کار با آن به صدای آن گوش می‌دهید. آی‌پاد شافل نام آهنگ و سایر خصوصیات آن را می‌خواند و شما گوش می‌دهید و با کنترلی که روی هدفن تعبیه شده آهنگ را انتخاب یا صدا را کم و زیاد ویا آلبوم را عوض می‌کنید. شما هیچ‌گاه نیاز ندارید که مستقیم به بدنه آی‌پاد شافل دسترسی داشته باشید. ( به نکات ریز و تفاوت‌های کوچک محصولات بسیار توجه کنید)
apple-story-ipod-shuffle.jpg apple-story-ipod-shuffle-2.jpg

آی‌پاد تاچ

همان آی‌فون بدون قابلیت ارتباط است. (البته آخرین نسل آن از نظر ظاهری با آی‌فون تفاوت بسیار دارد.)
apple-story-opod-touch-1.jpg

انقلاب

در ادامه به بررسی دیگر محصولات خواهیم پرداخت اما اکنون زمان ایجاد یک دید کلی از انقلاب اپل است. به تفاوت‌ها خوب دقت کردید؟ هر کدام ازآن‌ها برای کدام مدل از کاربران طراحی شده است؟ مگر آی‌پاد تاچ کار همه را انجام نمی‌دهد؟ پس چرا این‌قدر محصولات متنوع تولید شده است‌؟
apple-story-ipod-nano-3.jpg اپل برای هر فرد متناسب با نیازهای او محصولی طراحی کرده که در عین حال که در بعصی از نقاط عملکرد مشابه با بقیه محصولات دارد اما برای یک حالت فقط یک محصول مناسب‌ترین است. به طور مثال زمانی که شما ورزش می‌کنید می‌خواهید موسیقی گوش دهید، نیاز به یک وسیله سبک هستید. حجم داده زیادی هم نمی‌خواهید، اپل آی‌پاد شافل را برا شما ساخته است، زمانی که در حال فعالیت هستید نمی‌خواهید با نگاه کردن به دستگاه پخش‌کننده دچار حواس پرتی و اشتباه شوید برای همین نمایشگر تعبیه نشده است و شما خیلی راحت با کنترلی که روی هدفون و همیشه در دسترس شماست آی‌پاد خود را کنترل می‌کنید.
اما اگر قصد سفر داشته باشید یا بخواهید آرشیو موسیقی و فیلم خود را همراه داشته باشید از آی‌پاد کلاسیک استفاده می‌کنید. همان‌طور که متوجه شدید، هر دستگاه برای فردی خاص طراحی شده، این در تمام خانواده محصولات اپل یکسان است.
apple-story-green-apple-with-head-phone.jpg این یکی از دلایلی است که وقتی شما از محصولات اپل استفاده می‌کنید، می‌گویید "بله... این همان چیزیست که من می‌خواستم". اگر دقت کرده باشید اتحاد و یکپارچگی بین محصولات اپل را حس کرده‌اید. تقریبا تمامی محصولات اپل دارای بدنه‌ از جنس آلیاژ آلومینیوم هستند، دکمه‌های روی آی‌پادها همه دایره هستند.
apple-story-macbook-proes.jpg نکته بعدی در مورد بسته‌بندی است. فقط چند ساعت بعد از عرضه اولین سری محصول جدید اپل می‌توانید هزاران فیلم مربوط به این محصول که توسط مردم و یا و وبلاگ‌ها تولید شده است را در سایت‌های اشتراک فیلم مانند یوتیوب ببینید. اما چرا این موضوع این‌قدر پر رنگ است و مردم حتی برای از بسته‌بندی خارج کردن آن فیلم و عکس تهیه می‌‌کنند؟ به بسته بندی‌ها توجه کنید، تا با هم به جواب برسیم.
apple-story-iphone-package-2.jpg apple-story-ipod-nano-package-2.jpg apple-story-macbook-pro-package-3.jpg همان‌طور که دیدید، بسته‌بندی محصولات اپل بسیار خاص در عین حال ساده است. اپل در بسته‌بندی ظرافت و هنر خاصی دارد و مردم از این‌که اپل حتی برای بسته بندی این‌قدر هنر به خرج داده لذت می‌برند و حس می‌کنند اپل برای آنها ارزش ویژه‌ای قائل است. بله درست است اپل حتی برای تجربه باز کردن بسته‌بندی طراحی خاص انجام داده، روی احساس شما کار می‌کند؛ از همان لحظه اول!

اپل اجازه می‌دهد شما کشف کنید

هیچ‌گاه اپل داخل بسته‌بندی را قبل از عرضه ارایه نمی‌کند، به شما اجازه می‌دهد که از کشف کردن خود لذت ببرید. اپل خوب می‌داند که شما از چه چیزهایی لذت می‌برید. هیچ‌گاه راضی نمی‌شوید که بسته‌بندی را دور بریزید چون برای شما خاطره‌انگیز است و شما هرگاه به آن نگاه می‌کنید به یاد شوق بازکردن بسته‌بندی می‌افتید.
apple-story-macbook-pro-package.jpg

مک‌بوک‌پرو

apple-story-macbook-pro1.jpg به طراحی متفاوت این دستگاه خوب دقت کنید، آیا لپ‌تاپ دیگری را سراغ دارید که ویژگی‌های مک‌بوک‌پرو را داشته باشد؟
apple-story-macbook-pro-2.jpg همان‌طور که می‌بینید زیر لپ‌تاپ بسته است و خروجی هوا از فضای بین دو تکه لپ‌تاپ است. بدنه از شمش یک تکه آلومینیوم ساخته شده که با لیزر تراش خورده و ...
apple-story-macbook-pro-5.jpg apple-story-macbook-pro-4.jpg اما نکات ظریف دیگری هم هست. به نکات ضعفی که دیگران درباره این دستگاه وارد می‌دانند توجه کنید:
این دستگاه از نظر سخت‌افرای ضعیف است.
پورت یو‌اس‌بی کم دارد.
رنگ‌های متنوع ندارد.
شما را محدود می‌کند.
و غیره.
اما بیایید دقیق‌تر ببینیم. شما از لپ‌تاپ خود برای جه کارهایی استفاده می‌کنید؟ حتی اگر با آن بازی هم انجام دهید به سی‌پی‌یو Core i7 و خیلی مسایل دیگر نیاز ندارید. اپل چیزی را که به آن نیاز دارید به شما می‌دهد. حتما این سوال برای شما هم مطرح است که چرا با وجود سخت‌‌افزار ضعیف‌تر گران‌تر است؟
apple-story-macbook-pro-3.jpg دلیل این است که اپل به جای سخت‌افزار بیش از حد قوی که به آن نیاز ندارید به شما باتری با 10 ساعت توان کار و بدنه قوی، ترک‌پدی خاص و مانیتور فوق‌العاده می‌دهد. اما آیا اپل همه این‌ها را بیان می‌کند؟ بخشی از آن‌ها را تبلیغ می‌کند اما همه را نمی‌گوید تا به شما اجازه دهد که کشف کنید و دستگاه مطلوب خود را داشته باشید. هرچند در آخرین نسل از نظر سخت‌افزاری در بالاترین سطح است.
apple-story-macbook-pro-ports.jpg دلیل دیگر آن گرانی ویژه محصولات اپل در ایران است. همان‌طور که می‌دانید ایران ار طرف اپل تحریم است، بنابراین بازرگانان ایرانی هیچ‌گاه نمی‌توانند محصولات اپل را بدون واسطه تهیه کنند، پس قیمت‌ها بسیار بالا می‌رود.

نمونه‌ای دیگر از تحولی متحد: آی‌مک

آی‌مک یک کامپیوتر کامل است. شبیه یک مانیتور است اما تمام قطغات یک کامپیوتر را در خود دارد. وقتی به سیر تحول آی‌مک نگاه می‌کنید، متوجه یک موضوع بسایر ظریف می‌شوید، آن‌که تمام بخش‌ها (دستگاه اصلی، موس و کیبورد) با هم هماهنگ هستند و به شما یک حس را منتقل می‌کنند.
به این تصاویر خوب دقت کنید :
1) آی‌مک‌ قدیمی:
apple-story-old-imac-1.jpg 2) آی‌مک‌ جدید:
apple-story-new-imac-1.jpg گوشه‌ای از تفاوت‌ها
apple-story-magic-vs-mighty.jpg هر کدام از این دو حس متفاوتی را منتقل می‌کند. در آی‌مک‌های قدیمی شما آن را زیبا، ظریف و دوست‌داشتنی می‌بینید، اما در مورد آی‌مک‌های جدید چطور؟ قدرت، سرعت، دقت و زیبایی. اوج این تفاوت را می‌تواتن به وضوح در طرح موس‌های این دو آی‌مک مشاهده کرد. همچنین طرح مانیتور و حتی رنگ تصویر مانیتور هم با این موضوع هماهنگ است. ما با مقایسه این دو مدل آی‌مک در هنگام استفاده کاملا این موضوع را حس کردیم.
apple-story-magic-vs-mighty-2.jpg

باز هم اتحاد

این تحول در مورد آی‌فون هم اتفاق افتاد. توضیحات را تکرار نمی‌کنیم، همان توضیحات آی‌مک برای آی‌فون صدق می‌کنند.
apple-story-iphone-4-vs-iphone-3gs-1.jpg apple-story-iphone-4-vs-iphone-3gs-2.jpg

همیشه پای یک نابغه در میان است!

apple-story-janathan-ive.jpg آقای جاناتان آی‌و متولد سال 1967، طراح صنعتی، برنده جایزه جهانی طراحی، جزو 100 نفر اول لیست خلاق‌ترین‌ها در صنعت و طراح آی‌مک، مک‌بوک‌ها (سری یونی‌بادی)، آی‌پاد، آی‌فون و آی‌پد است. خیلی‌ها او را متحول کننده وسایل دیجیتالی می‌دانند. او کامپیوتر را از یک جعبه خشک و مرموز به یک وسیله دوست‌داشتنی تبدیل کرد.
apple-story-ipad-galexy-tab.jpg اپل استانداردهای خودش را دارد و کاری را می‌کند که فکر می‌کند درست است، برای همین خیلی‌ها دنباله‌رو اپل هستند و این محدود به آی‌فون و آی‌پد نمی‌شود، حتی در لپ‌تاپ‌ها کپی برداری از اپل به وضوح دیده می‌شود (مدل کیبورد، ترک‌پد و طرح کلی). در واقع اپل استاندارد‌سازی کرد.
آیا اپل انحصار طلب است؟ بله، او برای شما یک حلقه کامل تهیه کرده. در بعضی از نقاط بیشتر به نفع شماست و در بعضی نقاط بیشتر برای اپل منفعت دارد، بنابراین اپل نهایت سعی خود را می‌کند که شما را در این حلقه نگه دارد.
apple-story-jobs-and-ive.jpg شعار اپل "متفاوت فکرکن" است حال ببینید چگونه خود متفاوت فکر می‌کند:
در زمانی که شرکت‌هایی مانند نوکیا با تغییر جزیی، مدل‌های مختلف از گوشی‌های خود تولید می‌کردند و خلاقیت به حداقل رسیده بود، اپل با تلفن همراهی که فقط یک دکمه داشت از راه رسید.
apple-story-iphone-vs-n97.jpg بعد از معرفی، خیلی‌ها گفتند که این مدل موفق نمی‌شود و حتی آن را در لیست شکست‌های سال قرار دادند اما بعد از عرضه، صف‌های طولانی مقابل فروشگاه‌های اپل چیز دیگری می‌گفت. همین داستان برای ‌آی‌پد هم تکرار شد، مجددا متخصصان فناوری گفتند که این دستگا بی‌فایده و شکست خورده است.
apple-story-apple-zambies-2.jpg حال به وضیعت بازار در قبل و بعد از عرضه آی‌فون و آی‌پد دقت کنید، نوکیا، سامسونگ و خیلی‌های دیگر به دنبال ایده اپل، محصولاتی در این راستا تولید یا کپی کردند، تمام شرکت‌ها تبلت معرفی کردند و اولین کاری که برای تبلیغ آن می‌کردند این بود که آن‌را با آی‌پد مقایسه کنند و‌ ویژگی‌های خود را بیان نمایند. مثلا محصول ما دارای سی‌پی‌یو بسیار قوی است، 1 گیکابایت رم دارد، و... apple-story-ipnone-chat.jpg کاری که سامسونگ و موتورولا زیاد آن را انجام دادند. اما تبلیغات اپل معمولا استفاده‌های متفاوت محصولات در زندگی روزمره است، طوری که در تمام لحظات دستگاه مانند یک دوست کنار کاربر است.
اما چرا این‌گونه است و شرکت‌ها از استاندارد اپل پیروی می‌کنند؟ پاسخ در شناخت اپل از کاربران است، شرکت‌ها هم خوب می‌دادنند که دوران قابلیت‌ها به پایان رسیده برای همین به دنبال طراحی تجربه کاربر اپل هستند.

دلیلی دیگر

apple-story-apple-zambies.jpg این یک واقعیت انکار ناپذیراست که" آنچه در آمریکای شمالی محبوب شود در کل دنیا محبوب خواهد شد" همان‌طور که می‌دانید محصولات اپل ابتدا در آمریکای شمالی توزیع می‌شود و تمرکر اپل هم بر روی کاربران آمریکایی است و عملا رسانه و بسیاری از مسایل دیگر در آن‌جا متمرکز است، یعنی قبل از این‌که دستگاه به کشور شما برسد شما از دستگاه در ذهن خود یک میوه بهشتی می‌سازید.

جمع بندی

apple-story-apple-zambies-3.jpg به این نتیجه رسیدیم که اپل چند بعدی فکر و عمل می‌کند؛ از سخت‌افزار و نرم‌افزار گرفته تا رسانه. این‌که از محصولات اپل بخرید یا نه کاملا به دید شما بستگی دارد، ما برخی از نقاط ضعف اپل را هم نام بردیم و اصلا هدف وبلاگینا این نبود که خرید محصولات اپل را ضروری جلوه دهد، قصد ما نشان دادن دلایلی برای محبوبیت حال حاضر اپل است. پرداختن به تمامی محصولات اپل از حوصله بحث خارج است.
apple-story-magic-track-pad.jpg از تمام مطالب گفته شده یک جمله نتیجه‌گیری می‌شود:

"عصر ویژگی‌ها به پایان رسیده، اکنون عصر کاربردپذیری و تجربه کاربر است "

یعنی این‌که مصرف‌کننده می‌خواهد وقتی یک تلفن‌همراه خریداری می‌کند علاوه بر اینکه یک تلفن‌همراه دارد، یک همراه و دوست مطمئن هم کنار خود داشته باشد. دوستی که خودش همه کار‌ها را بداند و به جای او فکر کند و کارها را به بهترین شکل انجام دهد. کاربر ترجیح می‌دهد دستگاه یک کار را به بهترین نحو انجام دهد تا این‌که چند کار را به‌صورت ناقص و همراه با خطا، برای همین اپل آی‌فون و نرم‌افزار مورد نیاز آن (آی‌تیونز) را طوری طراحی کرده که شما نیازی به داشتن دانش‌فنی ندارید. نکته آخر این‌که تمامی محصولات اپل سازگار با محیط‌ زیست است.
 


نظر شما در مورد اپل چیست؟



اینترنت چقدر بزرگ است و با چه سرعتی رشد می کند ؟

تفکر درباره وسعت و حدود اینترنت ، آدم را به جنون می کشاند ! روزانه هزاران دامین جدید ثبت میشود و صدهها هزار صفحه جدید به لیست موتورهای جستجو اضافه میشود . تنوع ، کیفیت و گستردگی مطالب و اطلاعات موجود در وب با چنان سرعتی در مسیر تکامل قرار دارد که گاهی تصور می رود که دیگر بهتر و کاملتر از شرایط فعلی ممکن نیست  …

امروز در mashable مطلبی در همین رابطه دیدم که به نظر ترجمه و نقل قول آن می توان مفید باشد . نسخه اصلی را می توانید از اینجا بخوانید

symbolics.com قدیمی ترین دامنه ثبت شده در جهان است . این دامین در ۱۵ مارچ  ۱۹۸۵ و برای شرکتی با همین نام ثبت شد . دامین های Xerox.com که متعلق به شرکت تولید کننده دستگاههای تکثیر و چاپ است و hp.com نیز در سال ۱۹۸۵ و جزء اولین دامنه های ثبت شده در جهانند . می توانید لیست ۱۰۰ دامنه نخست ثبت شده در جهان را از اینجا مشاهده کنید .
نکته : عمر اینترنت ۲۵ سال از وب بیشتر است . در سال ۱۹۶۰ و برای نخستین بار نیروی نظامی آمریکا از آن به عنوان ابزاری نوین برای طرحهای تحقیقاتی و ارتباطی خود استفاده نمود . سال ۱۹۹۰ ، زمان همگانی شدن و در دسترس عموم قرارگرفتن اینترنت بیان شده است (+)

http://www.1milad.com/wp-content/uploads/2011/02/line.gif

شرکت معظم Godaddy که رابطه چندان خوبی با ما ایرانیها ندارد ، نزدیک به نیمی از بازار ثبت دامین جهان را به تنهایی می چرخاند . طبق آمار اینجا ، Godaddy  نزدیک به ۴۰ میلیون دامنه برای مشترکین خود ثبت کرده است . شرکت Enom با بیش از ۱۰ میلیون ، TUCOWS با بیش از ۸ میلیون و NETWORK SOLUTIONS با ۶ میلیون در رتبه های بعدی قرار دارند . با یک حساب سر انگشتی از دامین های ثبت شده به عددی نزدیک به ۹۰ میلیون خواهیم رسید .

 

http://www.1milad.com/wp-content/uploads/2011/02/line.gif

در جهان ۳۲۴ پسوند مختلف برای ثبت دامنه وجود دارد که فقط ۵ مورد  عمومی هستند (com,net,org,biz,info) و ۲۹۱ مورد دیگر هرکدام مربوط به کشوری خاص می باشند . ( مثل .ir ) اینجا می توانید لیست پسوند های مختلف دامنه را مشاهده نمائید .

http://www.1milad.com/wp-content/uploads/2011/02/line.gif

نکته مهم در خصوص گسترش وب ، سرعت نفوذ آن است . در سال ۲۰۰۹ به طور متوسط ماهانه ۳٫۷۰۰٫۰۰۰ دامین جدید در پسوند های مختلف ثبت شده است که این عدد در سال ۲۰۱۱ به بیش از ۴٫۵۰۰٫۰۰۰ رسیده است . این یعنی ۲۱ درصد رشد نسبت به مدت مشابه در ۲ سال قبل ! قضیه وقتی جالبتر میشود که بدانید این درصد رشد کماکان سیر صعودی دارد و هرروز نسبت به روز قبل تعداد دامین بیشتر به ثبت می رسد .

http://www.1milad.com/wp-content/uploads/2011/02/line.gif

از سال ۱۹۹۵ تا به امروز عدد دامین های ثبت شده از ۱۵٫۰۰۰ به ۳۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ میلیون رسیده است .  در تصور فوق می تواند نمودار و سرعت رشد را بخوبی ببینید . اما به نظرم تعداد دامنه های ثبت شده نمی تواند معیار دقیقی برای تشخیص وسعت وب باشد . چرا که بسیاری از این دامین ها غیرفعالند و  بسیاری به تنهایی برابر با هزاران سایت دیگر محتوا تولید کرده اند .به نظر بررسی تعداد صفحات ثبت شده در وب معقول تر می آید .

در سال ۱۹۹۸ موتور جستجوی گوگل اعلام کرد ۲۶ میلیون صفحه را ایندکس و شناسایی کرده است . ده سال بعد و در سال ۲۰۰۸ گوگل خبر از ثبت و شناسایی یک تریلیون صفحه را داد … ۱,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ صفحه …. نمودار رشد ده ساله صفحات ثبت شده به مراتب سریع تر از تعداد دامنه هاست . با این وجود هنوز هم وب در حال گسترش است و گویی توقفی در کار نیست .

براستی می توان سرانجامی برای این چرخه متصور شد ؟